باشد که نباشیم و بدانند که بودیم...
برچسب:
نویسنده: متین طباطبایی
من دیگه نتونستم طاقت بیارم
ماه عزیزم
پیشاپیش تولدت مباااارک
انشاالله همیشه سلامت باشی و به همه آرزوهات برسی و هیچ آرزویی برات آرزو نمونه
برچسب:
نویسنده: متین طباطبایی
میدانی تنهایی کجایش درد دارد ؟
انکارش !
برچسب:
نویسنده: متین طباطبایی
شاید برایت عجیب است این همه آرامشم !
خودمانی بگویم ؛ به آخر که برسی ، دیگر فقط نگاه میکنی . . .
غمگینم مانندِ عکس اعلامیه ی ترحیم ، که لبخندش دیگران را می گریاند !
برچسب:
نویسنده: متین طباطبایی
از هر آنچه که نیست دلگیری
از زبان و زمان گریخته ای
مثل دیوانه های زنجیری
همه ی دلخوشیت یک چیز است
اینکه پایان قصه می میری
برچسب:
نویسنده: متین طباطبایی
نترس..
نه به گناه میفتی
نه جهنم میروی..
من و تو به هم محرمیم..
'دستانم را بگیر'...
برچسب:
نویسنده: متین طباطبایی
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
درِ این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی مارا به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت
دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت
مرغ دریا خبر از یک شب دریایی داشت
گشت فریاد کشان بال به دریا زد و رفت
چه هوایی به سرش بود که با دست تهی
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت
بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید
قلم نسخ براین خط چلیپا زد و رفت
برچسب:
نویسنده: متین طباطبایی
از این ناراحت نیستم که اونیکه باید میشد نشد
از این ناراحتم که چرا با اینکه میدونستم اشتباهه
با سماجت تموووم ادامه دادم...
از اینکه وایسادم تا به بدترین شکل ممکن ببازم...
برچسب:
نویسنده: متین طباطبایی